دوست داشتم یه چیزی بگم که نشون بده همه کسمی دوست داشتم یه چیزی بگم که نشون بده ایمان دارم که برای من بهترینی دوست داشتم یه چیزی بگم که نشون بده با تو به کمال میرسم دوست داشتم....... دیگه چیزی ندارم که بگم جز اینکه بگم : خدايا از اين كه به ما اين همه محبت داری ممنونتيم از اين كه دلهای ما رو لبريز از عشق و محبتی ابدی نسبت به همديگه كردی سپاسگزاريم از اين كه بهترين عشق دنيا را به من هديه كردی هميشه شكر گزارتم خدايا ممنونم كه به من موهبت و سعادت رو عنايت كردی خدايا خوشحالم از اين كه می تونيم بخنديم و در نهایت عشق کنار هم زندگی کنیم خدايا به خاطر همه چيز ممنونم درود روزهای درخشان زندگی درود صبح روشن هر روز درود شادمانی ساده و بی آلايش وقتی هر ثانيه را مفهومی به اندازهی يك دنيا تعريف میكنيم ديگر فرصتی نمی ماند تا دلم هوای دلتنگی كند تا بگويم چرا زندهام آن هنگام كه ديده هايی را منتظر دست هايم می بينم شكر گذاری سادهترين نشانهی زيستن است. همراه همهی لحظه های زندگی ... لحظه هايم با تو معنايی تازه گرفته تپش نبضی كه سال ها فقط تپش بود، حالا شور زندگی است. برای اینکه ۷۳۰ روز از شروع عشق پاکمون میگذره 


عشق من ، امشب ۷۳۰ بار سجده شکر میکنم

دوستت دارم به اندازه ی تمام اندازه های دنیا ![]()
+
نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 3:3 توسط مریم( آیلین)
|

می گرده دل دنبال ِ یک بهونه می گرده باز گنجۀ خاطراتو پی ِ یه حرف ِ ناب ِ عاشقونه که تا ته شب واسه تو بخونه دلم توو التهابه که چه جوری قدر ِ چشای ِ نازتو بدونه اما به جاش دوسِت دارم گرونه کافیه اسمتو یه جا ببینم تا حس ِ شعرم بزنه جونه اینو فقط شاید خدا بدونه محاله که عشق ِ مارو ندونن برو سوال کن از گلای ِ پونه میگن همون که خیلی مهربونه مهم ولی تویی که اسم ِ نازت با من یه جایی پُشت ِ آسمونه دوتاست ولی توی ِ یه کهکشونه اینو بخون تا دوباره بدونی عاشقتم،دیوونتم،دیوونه
شب شده ساکته دوباره خونه 
عکس ِ تو رو باز میزاره روبه روش 
توو عصری که قحطی ِ عطرِ یاسه 
من نمیتونم بگم اندازشو 
اگه بخوان خیلی کم از تو بگن 
اونا نمیدونن ستاره هامون 
+
نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 22:37 توسط مریم( آیلین)
|

رنگی تر از همیشه است از جنسی مثل ِ شیشه است یه رنگ اضافه داره توو ذهن ِ من میاره هیچ گلی کم ندارم وقتی تویی کنارم شادی جاشو میگیره توو قلب ِ من میمیره معنای ِ تازه دارن شکلی دوباره دارن که از سینه جدا شه توو راه ِ تو فدا شه روو زبونم میشینه این عشق ِ نازنینه یه عُمر ِ تازه دارم یه عُمر در انتظارم من دیگه شک ندارم بمونی در کنارم
با بودنت دنیای ِ من ![]()
قلبِ تموم ِ آدماش ![]()
با بودنت رنگین کمون ![]()
رنگی که زیباییش تو رو ![]()
با بودنت توو گلخونه ![]()
هیچ گلی اونجا نمیخوام ![]()
با بودنت غصه میره ![]()
با دیدنت هرچی غم ِ ![]()
با بودنت شعرای من ![]()
گلهای اطلسی برام ![]()
با بودنت دلم میخواد ![]()
پَر بکشه به سمت ِ تو ![]()
با بودنت دوسِت دارم ![]()
سهم من از با تو بودن ![]()
با بودنت یه زندگی ![]()
برای ِ دیدن ِ تو من ![]()
شب که به خواب ِ من میای ![]()
یه روز میاد با من باشی ![]()
+
نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 20:2 توسط مریم( آیلین)
|

رفتی اما قطره قطره پشت پايت ريختم حجم شادی را شکستی بی نهايت ريختم طاقتم پژمرد وقتی خالی از عطرت شدم يک بهار از اطلسی ها را به جايت ريختم در غروبی تشنۀ باران ديدارت شدم آهی از اعماق قلبم تا خدايت ريختم گفتم اين ديوار ها را می شکافی خشت خشت شعری از فنجان احساسم برايت ريختم کوله بارت چون که بستی مثل دريا در خودم وسعتی از اشک سوزان پشت پايت ريختم 
+
نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 18:53 توسط مریم( آیلین)
|

تو میخوای قلب ِ منو جا بزاری که میخوای بری و تنهام بزاری دو تا همسفر دو عاشق نه رفیق ِ نیمه راه با چه شوقی توو خیالم خونۀ عشق و می ساختم بری و با رفتنت آرزوهامو خواب کنی عشق ِ من فقط تویی جُز تو کسی رو نمیخوام میدونی بدون ِ چشمات یه دَم آروم نمیگیرم بری و با رفتنت آرزوهامو خواب کنی عشق ِ من فقط تویی جُز تو کسی رو نمیخوام 
شنیدم میخوای بری ای نازنین![]()
تو مگه از من چی دیدی عشق ِ من![]()
یاد ِ اون روزا بخیر چه حسی بود میون ِ ما![]()
تو برام قصه میگفتی من برات رویا می بافتم![]()
آخ چه طور دلت میاد رویاهامو خراب کنی![]()
آخ که من بدون ِ تو زندگی بُن بست ِ برام![]()
منو تنها نزار اینجا،میدونی بی تو میمیرم![]()
تو چه طور دلت میاد رویاهامو خراب کنی![]()
آخ که من بدون ِ تو زندگی بُن بست ِ برام![]()
+
نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 6:50 توسط مریم( آیلین)
|

باز امروز این من بودم که در ضربان یک لحظه دیدنت ایستادم باز من بودم که در آتشِ غرور سرخ نگاهت سوختم و تو مثل هر بار دیگر اضظراب ندیدن را در چشمان بی قرارم دیدیدی، حسرت رفتنت را از سکوت ِ نگاهم شنیدی و رفتی........ اینبار تلخ تر از هر بار! میدانی........ آتش نگاهت هنوز دیدگانم را می سوزاند و اشک مرهمی نیست بر آتش دل با این همه دل به این خوش میکنم که عطر آبی ِ نفسهایت در میان خالی اندوهناک ِ این شهر پراکنده است معنی ِ باران! چگونه التماست کنم که بمانی و حجم انبوه ِ تنهایی ام راسیراب کنی؟ 
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 19:44 توسط مریم( آیلین)
|

سلام بچه ها 
امروز تولد زیباترین بهونه هستیمه![]()
بابک عزیزم بیست و چهارمین بهار زندگیت مبارک ![]()
نازنینم طلوع عمرت بی غروب و بهارت بی خزان
میلادت ستاره باران![]()
تولــــــــــــدت مبارک عزیز مهربونم![]()
قســـــــم به اشک چشمام همیشه پات میمونم![]()
تولــــــــــــدت مبارک روزنه ی امیدم![]()
قســــــــــــم که تار موت و به آسمون نمیدم![]()
تولــــــــــــدت مبارک فرشته ی نجاتم![]()
قســــــــــــــم اگه بخواهی تا آخرش باهاتم![]()
تولــــــــدت مبارک زاده ی فصل گرما![]()
تولـــــــدت مبارک دوست دارم هنوزم![]()
+
نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 10:39 توسط مریم( آیلین)
|

امشب،شبِ تولد قشنگ ترین گل ِ زندگیم ِ بی قرارم بی قرارم مث ِ هر سال آسمون ستاره بارون شده این بار دلم می خواد بشه ابر ِ بهاره تا بگه تنها نزارم دیگه ای یار برای ِ تو گل ِ عشق و میارم تولدت مبارک گل ِ زیبا دِلت می خواد به من دلتو ببازی دل ِ من منتظره اشکاتو می خواد خودتم میدونی خیلی می ارزه دَر عَوض حالا دیگه چشماتو دارم برای ِ تو گل ِ عشق و میارم تولدت مبارک گل ِ زیبا
سلام دوستای گلم 

شبِ تولدت باز مث ِ پارسال
هزاران گل ِ سُرخ هدیه به تو یار
توو این شبهای ِ گرم و پُر گلایه
بباره تا سَحر مثال ِ اشکام
توو این دقیقه ها ولحظه ها میدونند
به تو میگم شدی امید ِ قلبم
میدونم وقتی که توو خواب ِ نازی
میدونی که دلم چشماتو می خواد
اون اشکایی که یک دنیا قشنگه
اگه این همه سال ِ بی قرارم
توو این دقیقه ها ولحظه ها میدونند
به تو میگم شدی امید ِ قلبم
+
نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 10:49 توسط مریم( آیلین)
|

بَرق ِ چشمای ِ پلنگ ِ داره با دلم می جنگه از غمت گریه می کردم میرم اما بَر می گردم داره بی امون میباره دوباره یادم میاره یه علامت ِ سوال ِ بی تو بودنم مَحال ِ تا بشینم سر ِ راهت توی ِ چشمای ِ سیاهت بَرق ِ چشمای ِ پلنگ ِ داره با دلم می جنگه روو تن ِ سفید ِ دفتر بگیرم به عشقت از سَر
توی ِ چشمای ِ سیاهت
یه نفر توو عُمق ِ چشمات 
یادمه وقتی می رفتی
تو می گفتی نازنینم
اما دل خوشم که بارون
آخه گریه کردنامو
این روزا جلوی ِ چشمام 
تو جوابشو میدونی 
از کدوم جاده می یایی 
شعلۀ عشق و ببینم 
توی ِ چشمای ِ سیاهت 
یه نفر توو عُمق ِ چشمات 
بنویس دوسِت دارم رو 
من می خوام که زندگی رو 
+
نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 10:37 توسط مریم( آیلین)
|

دل ِ من سخته میدونم اون دیگه دوسِت نداره اونی که عاشق ِ تو بود میره که تنهات بزاره دل ِ من سخته میدونم اون داره با تو می جنگه اونی که عاشق ِ تو بود باز به گریه هات می خنده اونی که مال ِ خودت بود تو رو از یاد ِ خودش بُرد وقتی اشک ِ چشما تو دید خیلی ساده به تو خندید دل ِمن گفته بودم حالا که چوبشو خوردی رفتی روبه روش نشستی خنده هاشو میشمردی دل ِ من سخته میدونم اون دیگه دوسِت نداره اونی که مال ِ خودت بود میره که تنهات بزاره
+
نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 13:33 توسط مریم( آیلین)
|
